محمد تقي جعفري

63

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

انسانى همراه است . اگر حق به معناى مطابقت با قانون است ، هيچ موجودى در جهان هستى ، چه انسان و چه غير انسان ، حتى يك لحظه نمىتواند بر كنار از قانون ، زندگى كند . انسان در هر انحراف و پندار باطلى هم كه غوطه ور گردد ، نمىتواند دست قوانين طبيعى و زيستى و روانى را كه اساس آنها قانون عليت است ، از گريبان خود بر كنار نمايد . وقتى كه من با دست خود آتش بكتابخانه‌ام مىزنم ، سوختن كتابها حق است ، زيرا محصول قانون عليت است ، همچنان كه موقعى كه زمين را شخم مىكنم و دانه در آن مىپاشم و آن را آبيارى مىكنم و از ورود آفات و موانع بمزرعه‌ام جلوگيرى مىنمايم ، برداشتن محصول از آن مزرعه حق است ، زيرا محصولى از قانون عليت است . همچنين اگر حق را به معناى شايستهء پيروى منظور نمائيم ، مسلم است كه طبيعت انسانى براى رسيدن به نفع هم مجبور است كه از عوامل و قوانين وصول به نفع پيروى نمايد . بدين ترتيب حق بنا بر تعريف چهارم نيز كه مىگويد : حق يعنى ثبوت و باطل يعنى غير ثابت و فانى ، در همهء شئون بشرى نفوذ دارد . لزوم دفاع از حيات تا آخرين لحظهء زندگى ثابت است ، پس حق است . براى بدست آمدن نتيجه ، كار مناسب لازم است ، اين حقيقتى است ثابت ، پس حق است . . . بنا بر اين ، ضرورت قرار گرفتن حق و باطل در همهء ديدگاه‌هاى حيات انسانى قابل ترديد نمىباشد . آنچه كه باعث شده است اكثريت وحشت آورى از مردم جوامع امروزى حق و باطل را از قاموس حيات خود برانند ، همان عامل است كه از آغاز حيات بشرى در اين كرهء خاكى قابيل را در برابر هابيل برنهاده فرعون و فرعونيان را در مقابل موسى ( ع ) و موسويان ، و تبهكاران طغيانگر بنى اسرائيل را در برابر